خواجه نصير الدين الطوسي

277

اخلاق محتشمى ( فارسى )

( 12 ) لا تظهر الشّماتة باخيك ، فيعافيه اللّه و يبتليك . لا راحة مع الحسد . ترجمه : اظهار شماتت مكن بر برادر خود ، كه خدا او را عافيت دهد و تو را مبتلا كند . با حسد راحت نبود . ( 13 ) ستّة يدخلون النّار قبل الحساب بستّة : الامراء بالجور ، و العرب بالعصبيّة ، و الدّهاقين بالتّكبّر ، و التّجار بالخيانة ، و اهل الرّستاق بالجهالة ، و العلماء بالحسد . ترجمه : شش كس در دوزخ شوند پيش از حساب بشش چيز : اميران بجور و ستم ، و عرب به تعصب ، و دهاقين و رؤسا به تكبر ، و تجار بخيانت ، و اهل روستا بجهل و نادانى ، و عالمان بحسد بردن . ( 14 ) الا اخبركم بشراركم : من اكل وحده ، و منع رفده و ضرب عبده . الا اخبركم بشرّ من ذلكم : من لا يقبل عثرة « 1 » ، و لا يقبل معذرة ، و لا يغفر ذنبا . الا اخبركم بشرّ من ذلكم : من يبغض النّاس و يبغضونه . ترجمه : شما را آگاه كنم از بدترين شما : كسى بود كه تنها خورد ، و عطا ندهد ، و بنده را بزند . شما را خبر دهم به كسى كه ازينان بدتر بود : كسى بود كه عفو نكند ، و عذر قبول نكند ، و گناه نيامرزد . شما را خبر دهم به كسى كه ازينان بدتر بود : آنكسى بود كه مردمان را دشمن دارد ، و مردمان او را دشمن دارند . ( 15 ) الحسد منشىء الكمد ، و منبت ادواء الجسد . لا راحة

--> ( 1 ) - اصل : عسرة .